؟
آدرس وبلاگ عوض شد!
به دلیل یه نفر آشنا که نمیخواستم اینجا رو بخونه!
اگه کسی خواست آدرس جدید رو بگه!
پایان ِ الـــافی
بلی بلی پایان ِ الــافی ... دیگه خودتونو جمع کنین که از فردا صُب باید مثه خر(!) (دور از جون) درس بخونین :)
و کلــا خوش به حال ِ اونایی که این سه روز ِ آخرو هم جیم میشن و اینا :| خب از اونجایی که من بچه ی درس خون و صد البته سحر خیزی هستم (!) امروز صُب ساعت ِ 7 نشستم شیمی خوندم ... ایـــول به من!!
بعدشم قشـــنگ با تماشای فیلم اسپادر مَن برای 2000 رُمین بار با یه فنجون نسکافه نشستم تکالیف ِ زبانمو کامل کردم ... (بزنین به تخته چشم نخورم:دی)
دیگه اینکه اصلــا حس و حالش نیس فردا بر مدرسه ، ولی حیف ِ این همه درس خوندم که فردا یه سره دستم بالــا باشه دیه ... !
تعــطیلات ِ خوبی بود امیدوارم به شماها هم خوش گذشته باشه ، متاسفانه زود تموم شد:|

سرد ...

سرد و بیروح شده ... خیابونا رو میگم!سطحی و گذرا شده ... لبخندا رو میگم .... لبخند آدما رو میگم ...
اتاق نامرتب
کتابهایش روی هم در کمد
جلیقه اش تو اتاق پذیرائی
مارموکی روی رختخوابش
جورابهای نشسته و بدبویش آویزان از دیوار
صاحب این اتاق واقعا باید خجالت بکشد
حالا می خواهد دنالد باشد یا ربرت، ویلی باشد یا ...
چه؟ گفتی مال منه؟ خدای من
می بینم چقدر همه چیز برایم آشناست!
پله به پله=))
١.ینیا تو هر مغازه ای که میرم باید یه نشونه از ولنتاین داشته باشه،دیروز با بیزوئس و دوستاش رفته بودیم بیرون بعد هر چی مربوط به ولنتاین بود رو جارو کردیم آوردیم
2.ضد حال ینی اینکه تو تعطیلات وختی همه دارن حال میکنن تو بشینی مسائل فیزیک حل نی بعدشم شامتو با ریاضی بخوری
3.بیزوس و دوستان دارن تو اتاق حال میکنن منم برم یه ضد حال بدم بهشون
4.تو این تعطیلات این قددددر بهمون مشق دادن که نگو 
5.لینکاتون پاک نشده هر وخ آپ کردین میاد بالا ... تا شما باشین بآپین
6.آخه حیف نیست تو خوردن ِ اینا با کسی شریک بشین؟!!!


